خدمت آقای وزیر به علم
 
  چاپ    |  لینک دائم  
 

|  آرش نصر اصفهانی |   

این روزها فشار بر وزیر محترم علوم، تحقیقات و فن‌آوری به بالاترین سطح خود رسیده و منتقدان دولت در مجلس با ابزار تهدید به استیضاح سعی در بستن دست وزیر برای اقدامات موردنظرش را دارند.  نکته جالب در دلایل مخالفان برای نقد عملکرد وزارت علوم، بکار بردن عبارت «رکود علمی» یا جلوگیری از رشد علمی در کشور است. اگرچه بر اکثریت اصحاب علم و اندیشه روشن است که دلایل فشار‌ها عمدتاً سلایق سیاسی و جناحی است و علم در این میان بهانه‌ای بیش نیست، اما متوسل شدن به موضوع علم و رشد علمی توجه به عملکرد وزارت علوم در یکسال گذشته در این حوزه را ضروری می‌کند.  مرور اقدامات وزارتخانه در یکسال گذشته نشان می‌دهد که عملکرد آن در حوزه دانشگاهی به نفع رشد علم در کشور بوده است یا به ضرر آن.  
در تمام دنیا آنچه فضای علمی را از سایر حوزه‌ها متمایز می‌کند و اعتبار می‌دهد، مولفه‌هایی چون دقت، سختگیری و سختکوشی است.  یعنی اعتبار یک مدرک دانشگاهی یا پژوهش علمی به این است که از فیلترهای مختلف گذشته و جامعه علمی شایستگی آن را پس از طی مراحل مختلف تأیید کرده است.  حتی در تاریخ خود ما هم کسب علم مترادف تحمل مشقت‌ها و زحمت‌های فراوان تصویر شده است.  لذا تصویر اجتماعی از دانشمند، فردی است که زندگی‌اش را صرف یادگیری و تحصیل کرده و از بسیاری مواهب زندگی به همین واسطه محروم شده است.  تصور بر این است که صاحب یک مدرک علمی، مدارج علمی را براساس مجموعه‌ای از ضوابط سختگیرانه طی کرده، از آزمون‌های دشوار متعدد عبور نموده و صلاحیت لازم در حوزه‌ای خاص به دست آورده است.  حال اگر این تصور را در برابر این واقعیت قرار دهیم که ۳ هزار نفر در دولت قبل خارج از ضوابط و احتمالا به صرف روابط سیاسی وارد مقطع دکترا شده و فاجعه‌بارتر بورسیه شده‌اند، آیا علاوه بر تخطی از معیارهای اصلی ارتقا در حوزه علم، نگرش عمومی به فضای علمی و دانشگاه را تخریب نکرده‌ایم؟ آیا با بذل و بخشش بی‌سابقه عناوین دکتر و مهندس در دولت قبل از طریق افزایش بی‌حد و حصر ظرفیت آموزش عالی بدون ارتقای کیفیت آموزش متناسب با آن، حیثیت فعالیت علمی را لکه‌دار نکرده‌ایم؟ آیا خروجی ما از این افزایش آموزش بی کیفیت توانسته است گره‌ای از صنعت ما باز کند؟ اگر امروز رابطه موثری میان بخش‌های مختلف اعم از صنعت، کشاورزی یا بخش خدمات با تولیدات دانشگاهی وجود ندارد، بخش مهمی از دلیل آن را باید در کیفیت فعالیت علمی در دانشگاه‌ها دید.  بر هم زدن قواعد حوزه علم که مشتمل بر نظارت دقیق جامعه علمی بر آموزش و تحقیق و ردصلاحیت افراد ناکارآمد و جلوگیری از انتشار مقالات و تحقیقات ضعیف است، کاری جز تیشه زدن به ریشه علم و دانش نیست. نتیجه کاهش سطح کیفی آموزش در دانشگاه‌ها و بی‌معنی شدن سختگیری علمی در تولید مقالات علمی را با قدم زدن در حوالی میدان انقلاب تهران می‌توان مشاهده کرد؛ جایی که پایان‌نامه، مقاله علمی ISI و تحقیقات علمی علنی به فروش می‌رسند.  آیا مخالفان امروز دولت می‌دانند که بخش قابل‌توجهی از «رشد علمی» مورد نظر آنها همین مقالات و پایان‌نامه‌هایی است که بدون یک تحقیق واقعی و با صرف عددسازی تولید شده و خریداری می‌شود.  اقدام قابل تقدیر وزارت علوم در تهیه لایحه‌ای برای ممنوع کردن فروش پایان‌نامه و مقاله و مقابله با این پدیده زشت خدمت مهم دیگری است که در جهت از میان بردن ابتذال کنونی در این حوزه انجام شده است.  محیط علمی ما بیش از آن‌که به افزایش کمی نیاز داشته باشد، نیازمند بازنگری در کیفیت خود است و در این اصلاح بنیادی کاهش تعداد مقالات داخلی و خارجی نگران‌کننده نخواهد بود.  این‌که وزارت علوم با شهامت در برابر اقدامات غیرقانونی و نقض قواعد جامعه علمی در دولت قبل و به ابتذال کشیدن علم و تحقیق ایستاده است، نشان می‌دهد که جامعه علمی ایران پس از چند‌سال باز هم مردی از جنس علم و پژوهش را در راس خود می‌بیند که به دنبال بازگرداندن اعتبار به علم و دانشگاه است.  فردی که می‌توانست با مماشات در قبال اقدامات غیرقانونی قبلی، بی‌دردسر دوران وزارت خود را طی کند اما ترجیح داده است تا ساحت علمی و آموزشی کشور را به سمت اقتدار قواعد جامعه علمی و نه رانت سیاسی و تبلیغات غیرواقعی سوق دهد.  از همین روست که امروز بسیاری از اساتید و دانشجویان کشور شرافت کاری و علمی دکتر فرجی‌دانا را تحسین و از عملکرد وی دفاع می‌کنند.